بهار عید ما با نی نی
سلام به گل پسرمون که بهار زندگی من و باباش هست
عزیزم عید امسال با سالهای دیگه واسم فرق داره اخه تو سال جدید دیگه میایی تو بغلم .درست تو ماه تولد خودم (خرداد) دنیا میایی.امسال عید تو دل مامانی برای خودت جشن می گیری ولی سال دیگه میایی پیش مامان و بابا.الان بابایی رفته سر کار همیشه برای من و تو زحمت میکشه این روزها خیلی مراقب من هست نمی زاره من دست به چیزی بزنم دیروز بابایی با مامان جون پذیرایی رو تمیز کردن دستشون درد نکنه


سال نو مبارک
جیگر مامان ببخشید دیروز خیلی ترسیدی من بی احتیاطی کردم اومدم برای خودم شیر موز درست کنم اومدم که سرش رو در بیارم همون موقع به برق زدم که روشن شد تیغه هاش دستم رو برید .خیلی ترسیده بودم فکر کردم دستم قطع شده می دونم که تو هم ترسیدی. تمام لباسم پر از خون بود زمین اشپز خونه خونی شده بود شانس اوردم بابایی خونه بود زود دستم رو بست .دیگه بیشتر مراقب خودم هستم این روزها همه حواسشون به توئه. عید و بهار دوباره را به شکوفه زندگیم تبریک میگم دوسسست دارم عشقم


بهار عید ما با نی نی
